|
روزنامه نگار اقتصادی ناگفته های مانده در دل یک روزنامه نگار
| ||
|
[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 10:1 ] [ سید ابراهیم علیزاده ]
شايد آن زمان كه تاكيد ميشد در گندم به خودكفايي برسيم كسي فكرش را هم نميكرد كه همين شعار باعث بحران عجيبي در بخش خوراك دام شود. ميل به كشت گندم به منزله خداحافظي با كشت جو بود. در ماههاي اخير هم به واسطه افزايش تحريمها آنقدر مبادلات تجاري سخت و گران شد كه ديگر ميل به واردات خوراك دام از بين رفت. حاصل آن شد كه انبارهاي خوراك دام يكي يكي خالي شدند و هر روز دامهاي بيشتري به كشتارگاه ميروند. كاهش و گرانشدن يونجه، جو، كلزا و ديگر خوراك دام و طيور اگر به اندازه نرخ ارز بر اقتصاد ايران تاثير نداشته، كمتر از آن هم تاثير نداشته است. اين روزها با كاهش خوراك دام و طيور خيلي زود قيمت گوشت قرمز و مرغ افزايش پيدا كرد. در چرخه بعدي قيمت تخممرغ و انواع محصولات لبني گران شد. در مرحله بعدي به دليل ارزانتر بودن آرد و گندم نسبت به خوراك دام و تمايل دامداران به استفاده از آرد و گندم به جاي خوراك دام براي دامهاي خود، دولت تصميم گرفته گندم و آرد براي نان را گرانتر كند. يعني چرخه بعدي تاثير خوراك دام به نان خواهد رسيد. بعد از اين هم قطعا اين افزايش قيمت آرد و نان به افزايش قيمت انواع شيريني، ماكاروني، بيسكويت و اقلام ديگري مي رسد كه از آرد استفاده ميكنند. در زمينه پوشاك هم به نظر ميرسد اين گراني برسد. جالب آن است كه همه اين اتفاقات ناشي از تصميم براي خودكفايي گندم بوده كه به آن هم نرسيديم و حتي از آمريكا گندم وارد كرديم. اما اين چرخه به هم پيوسته افزايش قيمتها به دليل ارتباط زنجيروار بخش هاي مختلف اقتصادي است كه پس از بروز كمبود و گراني يونجه و خوراك دام و طيور بايد شاهد يك بحران گسترده افزايش قيمتها در بخشهاي مختلف باشيم. **در همین مورد گزارشی از من در روزنامه آرمان تاریخ ۲۶ فرودین ماه صفحه۱۰
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 12:51 ] [ سید ابراهیم علیزاده ]
صحنه هایی که امروز (۲۰اسفند) تجار هندی از زمان قصد ورود به اتاق بازرگانی ایران تا خروج از آن دیدن: ـ ترافیک سنگین تهران ـ انبوهی از زباله های سرازیر شده از جوی آب اطراف اتاق ایران به پیاده روی جلو اتاق ـ کارمند ژولیده اتاق که راهنمای سوار شدن آسانسور بود ـ طبقات مملوء از خاک و چوب در حال ساخت اتاق ایران و البته این ها را هم تجربه کردند: ـ شروع با تاخیر نیم ساعته جلسه ـ آغاز جلسه بدون حضور میزبان اصلی یعنی رییس اتاق ایران ـ دسترسی به گوشی های صدای مترجم نیم ساعت بعد از شروع جلسه و شنیدن این جمله رییس اتاق ایران که به نقل از یک فعال اقتصادی خارجی گفت: ایرانی ها در مبادلات تجاری پوست ما را می کنند!
[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 22:34 ] [ سید ابراهیم علیزاده ]
[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 12:50 ] [ سید ابراهیم علیزاده ]
اين روزها انگار قراره هر روز نگرانتر شيم، امروز كه يه جستجوي كوچيك در مورد مانور پدافند غیرعامل كردم ديدم چه خبره. من خيلي راحت 13 مركز ، مدرسه و بازداشتگاه رو پيدا كردم كه تا حالا اين مانور رو برگزار كردن. مجتمع آموزشی دکتر شریعتی تهران، مدارس بشرويه، آموزشگاه شهيد اميني قره كند بوكان، دبیرستان شهید موسوی رزن، مدرسه شهادت ناحیه یک شهرری، مدرسهاي در شهر تبریز، دبيرستان دارالفنون قاين، بندر شهيد رجايي، دبيرستان شهيد بهشتي سيرجان، بندر چابهار، بازداشتگاه قشم و هنرستان شهيد قدوسي نايين. جالبه كه تو اين گزارشها پدافند غیرعامل سلسله اقدامات دفاعی تعريف شدند که خسارات ناشی از حملات هوایی را کاهش مي دن.
[ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 14:22 ] [ سید ابراهیم علیزاده ]
[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 12:14 ] [ سید ابراهیم علیزاده ]
[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 19:8 ] [ سید ابراهیم علیزاده ]
[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 19:20 ] [ سید ابراهیم علیزاده ]
چه می شود که در شرایط افزایش هزینه های زندگی همچنان تقاضا برای خرید طلا و دلار آن قدر وجود دارد که قیمت طلا به بیش از یک میلیون و دلار به بیش از دو هزار تومان می رسد؟ در شرایط فعلی تورم رسمی کشور ۲۰ درصد و به صورت غیررسمی به زعم فعالان اقتصادی به بیش از ۴۰ درصد هم می رسد. این افزایش هزینه ها در شرایطی است که در چند ماه اخیر دستمزدها هیچ تغییری نکرده اند. به عبارتی در حالی که قدرت خرید مردم افزایش پیدا نکرده اما هزینه ها بیشتر و بیشتر شده است. حال با وجود کاهش قدرت خرید مردم که به زعم مقامات دولتی ۴۰ درصدشان هم درآمدی کمتر از هزینه های خود دارند چه می شود که همچنان برای خرید طلا و دلار متقاضی هست؟ به نوعی در شرایط فعلی این مردم قشر پایین و متوسط که قطعا درآمد جدیدی نداشته اند و کارفرمایان هم که به دلیل افزایش هزینه های اولیه و کنترل های قیمت در شرایط بدی به سر می برند. حتی این قشر هم درآمد جدیدی نداشته اند که بخواهند اکنون با آن درآمدها طلا و دلار بخرند. این ها یعنی یا همین گروه صاحبان سرمایه که تا پیش از این کارآفرین بوده اند سرمایه های خود را از بخش تولید خارج و به سمت بازار سوداگری طلا و ارز هدایت کرده اند یا اینکه مردم قشر متوسط جامعه سپرده های ناچیز خود را از بانک ها خارج کرده اند. البته این گروه دارایی هایی مانند خودرو و مسکن های خود را هم ممکن است که به پول نقد تبدیل کنند تا بتوانند از طریق خرید طلا و دلار سود کنند. تا همین جا اتفاقی که رخ داده این است که بانک ها سپرده ای برای واگذاری به بخش تولید ندارند و از سوی دیگر بخش های تولیدی مانند خودرو یا ساخت مسکن متقاضی ندارند که بخواهند امیدوارانه به ادامه کار خود بپردازند. اما اتفاق بدتر این است که در این شرایط صاحبان بخش های تولیدی کشور به جای فکر به کسب سود طولانی مدت و تحمل شرایط سخت تولید دارایی های خود را فروخته و پول خود را وارد بازار طلا و ارز می کنند. این اتفاق نیز چند پیامد خواهد داشت. اول اینکه همچنان متقاضی برای طلا و ارز وجود دارد و اتفاقا این قشر قدرت بیشتری از آن مردم عادی با سرمایه های خرد دارند بنابراین همچنان قیمت طلا و دلار بالا خواهد رفت. دومین پیامد کاهش تولید کشور آن هم در شرایط تحریم است. این یعنی از سویی افزایش تعداد بیکاران کشور و از سوی دیگر کاهش انواع اقلام. در این شرایط اگر مثلا یک صاحب نانوایی تولید را تعطیل و کارگرانش را بیکار کند تا با خرید طلا و دلار طی مدت کوتاهی به سود بیشتری دست پیدا کند آن وقت نانواهای دیگر شهر هم به تبع از او به این کار روی می آورند. حاصل این می شود که به تدریج میزان تولید نان در کشور کم می شود و از سوی دیگر وارداتی هم به دلیل تحریم در کار نیست. البته نان که شاید جزء کالاهای با پتانسیل واردات نباشد اما این مثال در مورد انواع مواد غذایی و لوازم های مختلف صدق می کند. با این کار طبیعتا میزان کالاهای موجود در کشور کم شده و تعداد بیکارهای کشور در حالی زیاد شده که بیشتر سرمایه های کشور به شکل طلا و دلار در خانه ها و انبارها در حال خاک خوردن هستند. البته طلا و دلار ارزش خود را آن قدر هم از دست نخواهند و شاید در بدترین حالت وقتی تعداد تقاضاها کاهش پیدا کند بر روی قیمتی ثابت بمانند که آن وقت مشخص نیست چطور این سرمایه های دوباره به چرخه تامین مایحتاج مردم بازخواهد گشت. اما آنچه که حاصل می شود قحطی و بیکاری است که واقعا تبعات اجتماعی عجیبی می تواند در پی داشته باشد. [ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 15:1 ] [ سید ابراهیم علیزاده ]
۴۸ ساعت روزهای سه شنبه و چهارشنبه خیلی عجیب بودن. از هر طرف یه اتفاق عجیب. تا می خواستم یکیش رو هضم کنن بلافاصله بمب بعدی به سراغ می اومد. بازداشت یه دوست / اخراج یه دوست عزیز دیگه / خبر عجیب افزایش نرخ سود بانکی/ دیدن تصادفی که مچ پای یه مرد میانسالی از پاش جدا و معلق شده بود/ حضور چند قدمی در محل انفجار بمبی که باعث شد دو نفر کشته شن / خبر ندادن پول نفت ایران توسط هندی ها / خبر کلاهبرداری تجار چینی از تجار ایرانی و آخریش هم که زلزله بود... دیگه چه اتفاقی باید بیفته تا آدم حالش بد شه! [ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 14:27 ] [ سید ابراهیم علیزاده ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||